كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

724

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ ياد كن روزى را كه طى كنيم و در هم پيچيم آسمان را كَطَيِّ السِّجِلِّ همچون پيچيدن طومار لِلْكُتُبِ براى كتابت و حفص بجمع مىخواند يعنى همچون طى كردن سجل را بر نوشتها و سجل نام كاتب حضرت رسالت‌پناه عليه السلام بوده و گويند كه ملكى است كه چون كراما كاتبين نامهاى اعمال بوى سپارند او در هم پيچد كَما بَدَأْنا همچنان‌كه آغاز كرديم أَوَّلَ خَلْقٍ نخست بار آفريدن را بىماده و مددى نُعِيدُهُ بازگردانيم آن را كه آفريده‌ايم اعاده مثل ابدا باشد در ايجاد از عدم و هر دو نزد قدرت ما آسان است وَعْداً وعده داديم به اعاده وعده‌دادنى عَلَيْنا بر ما است وفا كردن بدان إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ به درستى كه ما كنندگانيم بىشبه يعنى چنانچه اول بوجود آورديم براى معرفت ديگرباره موجود خواهيم ساخت براى مكافات وَ لَقَدْ كَتَبْنا و به درستى كه نوشتيم ما فِي الزَّبُورِ در كتاب داود مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ از پس توريت يعنى بعد از آنكه در توريت نوشته بوديم در زبور نيز ثبت كرديم أَنَّ الْأَرْضَ آنكه زمين بهشت يَرِثُها ميراث گيرند آن را عِبادِيَ الصَّالِحُونَ بندگان ستوده من يعنى امت محمّد عليه السلام و گفته‌اند عامه مؤمنان إِنَّ فِي هذا به درستى كه درين كه ياد كرديم از اخبار و مواعظ و مواعيد لَبَلاغاً هر آئينه كفايت است لِقَوْمٍ عابِدِينَ مر گروه پرستندگان را مراد امت حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام‌اند كه خبر و موعظه قرآن ايشان را بسنده است در رسيدن بمطلوب وَ ما أَرْسَلْناكَ و نه‌فرستاديم ترا اى محمد إِلَّا رَحْمَةً مگر بخشايشى لِلْعالَمِينَ مر عالميان را حضرت رسول عليه الصلاة و السّلام رحمت است مر مؤمنان را كه به دو راه يافتند انما انا رحمة مهداة و رحمت است مر كافران را كه بسبب وى از عذاب استيصال ايمن بودند ما كان اللّه ليعذبهم و انت فيهم در كشف الاسرار آورده كه از رحمت وى بود كه امت را در هيچ مقام فراموش نكرد اگر در مكّه معظّمه و اگر در مدينه طيّبه و اگر در مسجد مكرم و اگر در حجره طاهره همچنين بذروه عرش و مقام قاب قوسين ياد فرمود كه السّلام علينا و على عباد اللّه الصالحين فردا در مقام محمود بساط شفاعت گسترده گويد امتى امتى نظم عاصيان پرگنه در دامن آخر زمان * دست در دامان تو دارند و جان در آستين نااميد از حضرت با نصرت نتوان شدن * چون توئى در هر دو عالم رحمت للعالمين قُلْ بگو اى محمد مر كافران را إِنَّما يُوحى إِلَيَّ جزين نيست كه وحى فروفرستاده‌مىشود بسوى من أَنَّما إِلهُكُمْ آنكه جزين نيست كه خداى شما إِلهٌ واحِدٌ خداى يگانه است و يكتا فَهَلْ أَنْتُمْ پس آيا هستيد شما مُسْلِمُونَ گردن‌نهادگان مقتضى وحى را فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر برگردند از توحيد . فَقُلْ آذَنْتُكُمْ پس بگو آگاه كردم شما را عَلى سَواءٍ بر سويت يعنى من و شما در علم به‌آنچه اعلام كرده‌ام برابريم در موضح آورده كه اعلام كردم شما را از آنچه به من وحى كرده‌اند و بر شما روشن شد و مؤمن و كافر در علم بدين مساوى شدند وَ إِنْ أَدْرِي و نمىدانم من أَ قَرِيبٌ آيا نزديك است أَمْ بَعِيدٌ يا دور است . ما تُوعَدُونَ آنچه وعده داده شده‌اند بر آن از حشر يا غلبه مسلمانان .